هرهر هر 2

بچه که بودم تو خونه فوتبال بازی میکردم برای اینکه حس فوتبال و بازی استادیومی بهم منتقل بشه و آرمانهای ورزش حفظ بشه رو فرش تف میکردم

1

یه پسره بچه ای با مادرش دم درِ یه خونه ای رسیدن یه دفه بچه بلند بلند با ذوق گفت :

وای مامان بیا ببین بوی بابابزرگ میاد اینجا!.....مادرم زد پس کله بچش گف آبرویزی نکن پدسّگ بوی تریاکه!

2

وقتی یه رازیو بهم میگن و بعد میگن فقط تو میدونی
انقدر خوشحال میشم که دوست دارم برم واسه همه تعریفش کنم

3

آقا توی دانشگاه ما مسابقه فوتبال گذاشتن ، ما هم یه تیم جمع کردیم !

بازی اول رو هشت هیچ باختیمدومی رو شش هیچبازی سوم رو نرفتیم تو زمین سه هیچ به نفع اونا زدنولی اونا هم نامردی نکردن گفتن باید بیان بازی کنن ما بیشتر از ۳تا بهشون می زنیم ...

4

ﯿﺮﺯﻧﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﮔﻔﺖ ﻧﻨﻪ ﺟﻮﻥ ﻟﮑﻪ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﯾﻦ ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﻋﻔﺎﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ، ﭘﯿﺮﺯﻥ ﻫﻢ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﺧﻮﺏ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﻦ ﺍﮔﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻦ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﻏﻮﻧﺖ ﻣﯿﺰﺩﯼ …ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﺖ رو ﻫﻮﺍ !

5

جمع مذکر سالم !اصن مگه همچین چیزی ممکنه 

 

6

ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪﯼ ﺁﯼ ﮐﯿﻮ :

ﻧﺎﺑﻐﻪ
ﺗﯿﺰ ﻫﻮﺵ
ﺑﺎﻫﻮﺵ
ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ
ﮐﻢ ﻫﻮﺵ
ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻢ
ﮐﻢ ﻓﻬﻢ
ﻧﻔﻬﻢ
ﮔﯿﺞ
ﭘﺮﺕ
ﺷﺎﺳﮑﻮﻝ
ﺍﺳﮑﻮﻝ
دختر خاله

پسرخاله

7

هیچ لذتی بالاتر از این نیست که بری مسافرت وقتی که برگشتی بری دستشویی خونه خودتون
اصن دنیا رو انگار بهت میدن لامصب !

8

فقط یه ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﻪ ﻛﻪ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ﻳﻪ ﺩﻝ ﺳﻴﺮ ﻏﻴﺒﺖ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻭ برای عالم و آدم ﺣﺮﻑ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﺭﻩ و آﺧﺮﺷﻢ ﻣﻴﮕﻪ :ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﻪ! ما به کسی کاری نداریم!هر کی ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺵ زندگی میکنه !

9

ﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺧﻮنه موﻥ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ
ﯾﻬﻮ ﻫﻤﻪ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍتاقامون میایم بیرون انگار زلزله اومده !