خنده
ما آخر نفهمیدیم علم بهتر است یا بابک زنجانی!!!!!!!!
ماجرای یک آبادانی
خـــــــنـــــــــــــده بـــازار 12
جک
جک
آخه چرا عمه سوسن من که سالهاست ساکن کالیفرنیاست و مولتی میلیاردره و یه دختر داره کهشاه کالیفرنیاست و قراره بیاد یهروز منو ازین جا ببره کالیفرنیا و داماد خودش کنه باید یه شخصیت خیالی باشه ؟؟؟
به پادشاه خبر دادند شخصی در ده شباهت زیادی به شما دارد، دستور داد اوردندش پادشاه گفت : مادرت در کاخ کنیز بوده دهاتی گفت: مادرم فلج مادرزاتیست اما پدرم باغبان کاخ بود
زن به شوهرش:تو هیچ وقت منو دوست نداشتی
مرد یه نگاهی به بچه هاش کردوگفت پس من اینها رو از گوگل دانلود کردم؟
طرف رفت پیش دكتر گفت : آقای دكتر ، من چند وقته ... نه صدا داره نه بو نمیدونم چرا ...
دكتره میگه : خوب عزیزم یه ... بده ببینم ... طرف آره بعد دكتره میاد میشینه شروع میكنه به نوشتن ...
یارو میگه : آقای دکتر مشخص شد چی بود ...
دكتره میگه : بله یه سمعك برای گوشت نوشتم ... یه قطره هم برای بینیت ... بیرون رفتی در رو هم باز بزار که خفه شدیم
مسئول تست کردن شراب هاي يک شرابسازي مي ميرد، مدير کارخانه شرابسازي دنبال يک مسئول تست ديگر مي گردد تا استخدام کند. يک فرد مست با لباس ژنده و پاره براي گرفتن شغل درخواست مي دهد. مدير کارخانه فکر مي کند چطور اورا رد کند. او را تست مي کنند. به او يک گيلاش شراب مي دهند و مي خواهند که آنرا تست کند آزمايش مي کند و مي گويد: شراب قرمز، مسکات، سه ساله، و در بخش شمالي تپه رشد کرده و در ظرف فلزي عمل آمده است.... مدير شرابسازي مي گويد درست است. گيلاس ديگري به او مي دهند ،اين يکي شراب قرمز کابرنه هشت ساله و در بخش جنوبي تپه رشد کرده و در چليک چوبي عمل آمده است مدير مي گويد درست است.مدير موسسه که متعجب شده است با چشمکيبه منشي پيشنهادي ميکند. او يک گيلاس ادرار مي آورد. فرد الکلي آنرا آزمايش مي کند. و مي گويد بلوند، 26 ساله، سه ماهه حامله است و اگر کار را به من ندهيد نام پدر بچه را هم خواهم گفت
خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره
جاذبه ی زمین به سیب نداره دیدم که میگمااااااا
پدر به دختر :دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟؟
دختر : دارم ماهو میبینم بابایی !
پدر : پس بی زحمت به ماه بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم !
از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمه ام داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت. یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه!یهو عمه صاف نشست گفت: تازه الان بهم ریختس!
یک روز یک خانومی میره گل فروشی می گه یک گل می خوام با ظرافت با طراوت زیبا خوشگل خوشبو خوش رنگ مثل خودم صاحب مغازه میگه یک شاخ گل میمون بردار برو!!!!
یه روز یه نفر برای دوستش خاطره تعریف می کرده میگه :یه بار تو جنگل گردش می کردم ، یهو یه شیره پرید جلوم .من شروع کردم به دویدن و شیره هم دنبالم لیز میخورد و می اومد.در همین لحظه دوستش بهش گفت: بابا تو خیلی شجاعی.من اگه جا تو بودم شلوارم را جوری خراب می کردم که از پاچه های شلوارم بزنه بیرون.دوستش میگه: پس فکر کردی برای چی شیره دنبالم لیز می خورد...
میگه تلویزیون “42 اینچ خریدم. میگم ال سی دی (LCD)خریدی یا ال ای دی
(LED)میگه برو بابا اینا متفرقه هستند ال جی (LG)خریدم!
یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی . اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا…مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسم "لیلا" که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده…مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن. مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعیمیکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا…بازدیدکننده با تعجب میپرسه این چشه؟!!!!میگن اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این
امریکایی : گلف بازی کنیم؟
فرانسویی : اوکی
غضنفر : چی لازم داریم؟
امریکایی : چوب . توپ . سوراخ
فرانسوی : من توپ دارم
امریکایی : من چوب دارم
غضنفر : کصافطا من بازی نمیکنم
زن و شوهري با ۹ تا بچه در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاده بودند كه پیرمرد نابينايي هم به آنها ملحق شد.اتوبوس كه آمد پر بود و فقط زن و ۹ تا بچه تونستند سوار بشوند.، به همين خاطر شوهر و پیرمرد نابينا تصميم گرفتند پياده راه بيافتند.بعد از مدتي شوهره از تق تق چوب مرد نابينا عصباني شد، گفت چرا يه تيكه لاستيك سر چوبت نميكني؟ تق تق اش منو ديوونه كرد !!پيرمرد نابینا جواب داد : اگه تو هم لاستيك سر چوبت مي ذاشتي، الان ما سوار اتوبوس بوديم. پس خفه شو لطفا"
زن به محض ورود شوهرش به طرف او رفت و گفت: عزیزم نمیدونی واسه جشن تولدت چی خریدم!!!مرد تشکر کرد و گفت: حالا بگو ببینم چی خریدی؟
زن گفت : صبر کن برم بپوشم و بیام!!!!!
تسلیت رحلت پیامبر گرامی اسلام و شهادت امام حسن مجتبی و علی بن موسی الرضا




سلام بر خاتم مهربانى و عشق! سلام براو که گام هاى مهتابى اش شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!






هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب
گریان، زغمى دیده عالم شده امشب
سیماى جهان، غرقه خون دل «یاسر»
در سوگ رسول اللّه اعظم شده امشب































از مدینه مــی رســـد آه و فـغان صـــاحب قرآن رود از این جــهان
خاتم پـیغمبران(ص)دربستراست بهراوخونین دوچشم حیدر(ع) است





















تسلیت رحلت پیامبر گرامی اسلام و شهادت امام حسن مجتبی و علی بن موسی الرضا
تسلیت باد رحلت پیامبر گرامی اسلام و شهادت امام حسن مجتبی و علی بن موسی الرضا
الحمد للَّه، وصلّى اللَّه على محمّد و آله الطاهرین.
هر کس که در برابر شخصیت ارجمند رسول اکرم حضرت محمّدصلى الله علیهوآلهقرار گیرد، شخصیتى که خداوند او را به عنوان پر افتخارترین انسان در پهنههستى آفرید، به حیرت و شگفتى دچار مىشود.
نام: محمد، احمد پدر و مادر: عبداللَّه - آمنه شهرت: رسول اللَّه، خاتم پیامبران کنیه: ابوالقاسم زمان ومحل تولد: سحرگاه روز جمعه 17 ربیع الاول 571 میلادى )چهل سال قبل از بعثت( در مکّه.دوران نبوت: 23 سال، از 40 سالگى تا 63سالگى، 13سال در مکّه، 10سال در مدینه، آغازنبوت، 27 ماهرجب.زمان و محل رحلت: روز دوشنبه 28 ماه صفر سال 11 هجرى، در مدینه منوره در سن 63 سالگى رحلت نمود.محل دفن: مرقد شریفش، کنار مسجد النبى در مدینه منوره مىباشد.دوران عمر: در سه بخش: 1 - قبل از نبوت )چهل سال(.
2 - بعد از نبوت در مکه (13 سال(.
3 - بعد از هجرت از مکّه به مدینه، وتشکیل حکومت اسلامى )حدود ده سال(.
محمد
از آنجاکه ائمهعلیهم السلام همگى در پیشگاه خداوندنورى واحد هستند، بنابراین بابهرهگیرى از مسیره امام رضا و شناخت آن درواقع درپى این مقصود هستیم که سیره دیگر ائمه بزرگوار را که درود خدابرایشان باد، بشناسیم.
نگارنده براین باور است که دوران زندگى امام رضا آغاز مرحلهنوینحیات تشیّع است، زیرا در این مرحله افکار ودیدگاههاى شیعه از مرحلهپنهانى به درآمد و آشکار شد.
پس از این دوره بود که شیعیان در برخى ازمناطق خاص، همواره به نام گروهى مخالف و مبارز مطرح مىشدند، و در تمامشهرها وجود شیعیان علنى گردید.
على بن موسى را بدین دلیل ملقب به لقب"رضا" کردند که پیشتوانى بود که موافق و مخالف بدو خرسند و راضى بودند.
اینک ما به گفتار از زندگى و سیماى آن امام بزرگ تبرک مىجوییم و ازپرودگار مىخواهیم که شناخت او و پیروانش را به ما روزى گرداند و ما را ازشفاعت آن امام و نیز شفاعت جدّش محمد مصطفىصلى الله علیه وآله بهرهمند سازد.
نام: على پدر و مادر: امام موسى کاظم و نجمه شهرت: رضا کنیه: ابو الحسن زمان و محلّ تولّد: 11 ذیقعده سال 148 ه.
ق در مدینه.
زمان و محلّ شهادت: آخر صفر 203 ه.
ق در سنّ 55 سالگى، بهوسیله مأمون، مسموم و در سناباد نوقان که امروز یکى از محلّههاى مشهد است به شهادت رسید
مرقد شریف: مشهد مقدّس دوران زندگى: در سه بخش: 1 - قبل از امامت،
بعد از امامت، 17 سال در مدینه - بعد از امامت، سه سال در خراسان، که حسّاسترین دوره زندگى سیاسى آنحضرت، بشمارمىآید.
آنحضرت، تنها یک فرزند امام جواد داشت که هنگام شهادت پدر، در سن هفت سالگى بود.

سیاه پوش بیست و هشتمین روز صفر، شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه مى گریم.

دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
رحلت پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد
فقدان رسولان، پشت اهالی ایمان را می شکند و عشق را داغدار می کند؛ رحلت رسول اعظم اسلام تسلیت باد!

به گلها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند و بلبلان را به نوحه خوانی بخوانید که پیامبر باران، امشب دیگر نمی خندد.
در شب رحلت خاتم انبیا، محمد مصطفی (ص) فرشتگان عرش می گریند. عاشقانش با چشمانی اشک آلود، مرثیه غم می سرایند. ما نیز در شب رحلت آسمانی اش در سوگ می نشینیم.

رحلت پیامبر اعظم، معراج وصال اوست با حضرت دوست. رحلت جانسوزش را به عاشقان رسالتش تسلیت می گوییم.
در شب رحلت پیامبر اعظم (ص)، اشک غم می ریزیم و بی تاب می شویم. عروج آسمانی اش را تسلیت می گوییم.
غمی در سینه ام می جوشه امشب
چراغ آسمون، خاموشه امشب
گمونم پیرنِ مشکی شو، زهرا علیهاالسلام
به جای مادرش، می پوشه امشب!
یا رسول اللّه! امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم و نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم.
اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!
یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم.
یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد.
سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!
ای کریم آل طه ! باور کن آسمان، تاب تنهایی نمی آورد و کمرش زیر داغت، خم خواهد شد.
ای کریم آل طه ! وقتی تو رفتی، چشمان آسمان سیاهی رفت و اشک از نگاه ستاره غلتید.
ای کریم آل طه ! بوی غربت حنجره ات، جهانی را غریبانه به گریه می اندازد.
ای کریم آل طه ! باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه؟
شهادت دومین نور ولایت، صاحب کرامت و شفیع قیامت، امام حسن مجتبى علیه السلام ، را تسلیت مى گوییم.
اى کریم اهل بیت علیهم السلام! قلب اندوهگینمان در عزاىت ، دیدار و شفاعتت را در قیامت مى طلبد تا طعم بخشندگى تو را دریابیم.
نامه کودک یتیم به دوستش علی ....
نامه کودک یتیم به دوستش علی :سلام فردا دیگه هیچوقت نمی بینمت ..این نامه رو مینویسم واز بالای حیاط میندازم خونتون ..فردا بخون..امشب خیلی خوشحالم ..قراره بعد شام من وخواهرکوچکم با مامان واسههمیشه بریم پیش بابا...خودت هم میدونی بابام دوسال رفته پیش خدا..مامان میگه ما تو این دنیا کسی رو.نداریم ...راست میگه ..از وقتی بابا رفته اصلا کسی طرف خونه ما نمیاد ... فقط بعضی وقتها یه آقایی با ماشین میاد وبرامون خوراکی میاره ...علی مامان گفته آنجایی که میریم کلی خوراکی خوشمزه داره و میتونیم هرچی دلمون خواست بخوریم ...تازه آنجا دیگه مدرسه نمیریم وهمیشه بازی می کنیم ..آنجا خواهرم دیگه مجبور نیست با عروسک پارچه ای بازی کنه ..کلی اسباب بازی آنجا هست ..آنجا دیگه مثل خونه ما نیست که تابستون گرم باشه وزمستون هم از سرما تا صبح بلرزیم.. مامان گفته هواش همیشه خوبه ..شبها راحت میتونیم بخوابیم ..میدونی علی خیلی خوشحالم واسه اینکهآنجا که میریم مامان دیگه همیشه باهامون غذا میخوره ..آخه اینجا ما اکثراغذا نداشتیم وتو هفته چند بار بیشتر چیزی واسه خوردن نداشتیم و وقتی هم همسایه ها برامون غذا میاوردند مادرم میگفت اشتها ندارم ..تو وخواهرت بخورید ..من میدونستم دروغ میگه..واسه اینکه من وخواهرم سیر بشیم چیزی نمیخورد ..واسه همین به مامان قول دادم هرجا بره باهاش بریم ...علی شبا مامانم دزدکی گریه میکرد..من وخواهرم متوجه میشدیم وماهم دزدکی گریه میکردیم ...مامان بیچاره اس علی ..صبح تا شب میره خونه مردم رو تمیز میکنه وبعدشم سبزی هاشونو میاره خونه شبا تمیز میکنه ..خیلی خسته میشه..همیشه تمام بدنش درد میکنه ولی دکتر نمیره ..امشب دیگه با هم میریم پیش خدا..اونجا میبرمش دکتر خوب بشه ..مامان میگه خدا خیلی مهربونه وما رو میبخشه ..علی من از خدا گله دارم ...چرا این مدت به ما سر نزد..امشب من وخواهرم ومامان هر سه نفری حمام کردیم ..آخه مامان گفته باید تمیز باشیم ..مامان الان داره شام رو درست میکنه ولی نمیدونم چرا مرتب گریه میکنه وبا خودش حرف میزنه ..همش هم میگه خدایا ما رو ببخش ... خدایا ما رو ببخش ...مامان گفت تو این غذا چیزی میریزم که وقتی بخوریم اولش یه کم درد میکشیم ولی بعدش واسه همیشه از این زندگی کوفتی راحت میشیم و سه تایی میریم پیش خدا ...علی مامان داره صدام میزنه ..از فردا دیگه من تو بهشت پیش بابا زندگی میکنم ..آنجا همیشه غذا داریم.هر وقت خواستی بیا سر بزن ..خداحافظ دوستم خداحافظ علی خداحافظ
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد
داد می زد : کهنه قالی می خرم
دسته دوم جنس عالی می خرم
کاسه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
کفت اقا سفره خالی میخرید
کیریسمس مبارک
بیا به سالی که جدید و تازست خوشامد بگیم، بیا تک تک لحظه هاشو گرامی بداریم،بیا این سال نوی پربرکت رو جشن بگیریم. کریسمس مبارک

لذت در قلب کسانی که به معجزه ی کریسمس اعتقاد دارند بازتاب میکند.برای تو تمام صلح ، لذت و عشق این فصل رو آرزو میکنم . تغییر فصل رو بهت تبریک میگم

اربعین

بسوز ای دل که امروز اربعین است / عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت /سراسر درس، بهر مسلمین است
اربعن حسینی تسلیت باد

به یاد کربلا دلها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است . . .

بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن / جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن
شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن / جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین . . .



امام صادق-ع: آسمان چهل روز در عزای حسین-ع گریست . . .
اربعین حسینی برشما و خانواده ی محترمتان تسلیت




نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانشآموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . . .





کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم






محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است . . .




اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد / دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...




ای به دل بسته ، قدری آهسته / کن مدارا با ، زینب خسته ...
یا حسین مظلوم ...


یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن / تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه / شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه / سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...





آبروی حسین به کهکشان می ارزد / یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست / گفتا که حسین بیش از آن می ارزد . . .









السلام علی الحسین (ع)
وعلی علی بن الحسین (ع)
وعلی اولاد الحسین (ع)
وعلی اصحاب الحسین (ع)
بابی انت وامی یاحسین (ع)