سن فکری خود را بدانید . . .
60 سخــن حکیمـــانـه از بـــــــزرگــــــان
60 سخــن حکیمـــانـه از بـــــــزرگــــــان
بخوانید و از روشنایی و گرمای آن حداکثر استفاده را ببرید.
1. بزرگترين عيب براي دنيا همين بس که بيوفاست. (حضرت علي عليهالسلام)
2. آرزو دارم روزي اين حقيقت به واقعيت مبدل شود که همهي انسانها برابرند. (مارتين لوترکينگ)
3. بهتر است روي پاي خود بميري تا روي زانوهايت زندگي کني. (رودي)
4. بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و در انسان چيزي بزرگتر از فکر او. (هميلتون)
5. عمر آنقدر کوتاه است که نميارزد آدم حقير و کوچک بماند. (ديزرائيلي)
6. چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)
7. به نتيجه رسيدن امور مهم، اغلب به انجام يافتن يا نيافتن امري به ظاهر کوچک بستگي دارد. (چارديني)
8. آنکه خود را به امور کوچک سرگرم ميکند چه بسا که توانايي کارهاي بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)
9. اگر طالب زندگي سالم و بالندگي مي باشيم بايد به حقيقت عشق بورزيم. (اسکات پک)
10. زندگي بسيار مسحور کننده است فقط بايد با عينک مناسبي به آن نگريست. (دوما)
11-. دوست داشتن انسانها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ي ديگري است. (اسکات پک)
12. عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري در جهت ارتقاي رشد دومي. (اسکات پک)
13. ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پيمودهايم ميتوانيم هدايت کنيم. (اسکات پک)
14. جهان هر کس به اندازه ي وسعت فکر اوست. (محمد حجازي)
15. هنر، کليد فهم زندگي است. (اسکار وايله)
16. تغيير دهندگان اثر گذار در جهان کساني هستند که بر خلاف جريان شنا ميکنند. (والترنيس)
17. اگر زيبايي را آواز سر دهي، حتي در تنهايي بيابان، گوش شنوا خواهي يافت. (خليل جبران)
18. روند رشد، پيچيده و پر زحمت است و در درازاي عمر ادامه دارد. (اسکات پک)
19. در جستجوي نور باش، نور را مييابي. (آرنت)
20. براي آنکه کاري امکانپذير گردد ديدگان ديگري لازم است، ديدگاني نو. (يونک)
21. شب آنگاه زيباست که نور را باور داشته باشيم. (دوروستان)
22. آدمي ساختهي افکار خويش است فردا همان خواهد شد که امروز ميانديشيده است. (مترلينگ)
23. اگر دريچه هاي ادراک را شسته بودند، انسان همه چيز را همان گونه که هست ميديد: بيانتها. (بليک)
24. برده يک ارباب دارد اما جاهطلب به تعداد افرادي که به او کمک ميکنند. (بردير فرانسوي)
25. هيچ وقت به گمان اينکه وقت داريد ننشينيد زيرا در عمل خواهيد ديد که هميشه وقت کم و کوتاه است. (فرانکلين)
26. نبايد از خسته بودن خود شرمنده باشي بلکه فقط بايد سعي کني خسته آور نباشي. (هيلزهام)
27. هر قدر به طبيعت نزديک شوي، زندگاني شايسته تري را پيدا ميکني. (نيما يوشيج)
28. اگر زماني دراز به اعماق نگاه کني آنگاه اعماق هم به درون تو نظر مياندازند. (نيچه)
29. زيبائي در فرا رفتن از روزمرهگيهاست. (ورنر هفته)
30. براي کسي که شگفتزدهي خود نيست معجزهاي وجود ندارد. (اشنباخ)
31.. تفکر در باب خوشبختي، عشق، آزادي، عدالت، خوبي و بدي، تفکر دربارهي پرسشهايي است که بنياد هستي ما را دگرگون ميکند. (ادگارمون)
32. "عقلانيت باز" آن عقلانيتي است که فراموش نميکند که "يکي" در "چند" است و "چند" در "يکي". (ادگارمون)
33. آرامش، زن دلانگيزي است که در نزديکي دانايي منزل دارد. (اپيکارموس)
34. هيچ چيز در زير خورشيد زيباتر از بودن در زير خورشيد نيست. (باخمن)
35. تنها آرامش و سکوت سرچشمهي نيروي لايزال است. (داستايوفسکي)
36. خداوندا مرا از کساني قرار دِه که دنياشان را براي دينشان ميفروشند نه دينشان را براي دنياشان. (دکتر علي شريعتي)
37. علت هر شکستي، عمل کردن بدون فکر است. (الکسمکنزي)
38. من تنها يک چيز ميدانم و آن اينکه هيچ نميدانم. (سقراط)
39. دانستن کافي نيست، بايد به دانسته ي خود عمل کنيد. (ناپلئون هيل)
40. تمام محبتت را به پاي دوستت بريز نه تمام اعتمادت را. (حضرت علي عليهالسلام)
41. خداوند، روي خطوط کج و معوج، راست و مستقيم مينويسد. (برزيلي)
42. تکامل و حرکت، مبنا و پيش فرض کل وجود است. (انگلس)
43. كسي كه داراي عزمي راسخ است، جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. (گوته)
44. بهتر است ثروتمند زندگي کنيم تا اينکه ثروتمند بميريم. (جانسون)
45. اگر ميبيني کسي به روي تو لبخند نميزند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو کن. (ديل کارنگي)
46. شيريني يکبار پيروزي به تلخي صد بار شکست ميارزد. (سقراط)
47. قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ برويد. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود (پونگ)
48. ضعيفالاراده کسي است که با هر شکستي بينش او نيز عوض شود. (ادگار آلنپو)
49. لحظه اي که به کمال رسيدم و منور شدم، تمام هستي کامل و منور شد. (بودا)
50. انسان بايد از هر حيث چه ظاهر و چه باطن، زيبا و آراسته باشد. (آنتوان چخوف)
51. براي اداره كردن خويش، از سرت استفاده كن و براي اداره كردن ديگران، از قلبت. (دالايي لاما)
52. تمام افکار خود را روي کاري که داريد انجام مي دهيد متمرکز کنيد. پرتوهاي خورشيد تا متمرکز نشوند نمي سوزانند. (گراهام بل)
53. اگر جانت در خطر بود بجاي پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاري خويش آگاه سازي. (ارد بزرگ)
54. اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. (موريس مترلينگ)
55. ما ندرتاً دربار? آنچه که داريم فکر مي کنيم، درحاليکه پيوسته در انديش? چيزهايي هستيم که نداريم. (شوپنهاور)
56. آنكه مي تواند، انجام مي دهد، آنكه نمي تواند انتقاد مي كند. (جرج برنارد شاو)
57. لحظه ها را گذرانديم که به خوشبختي برسيم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختي بودند. (دکتر علي شريعتي)
58. بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند. (امرسون)
59. از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کن و اميد به فردا داشته باش. (آلبرت انيشتن)
60. پيروزي آن نيست که هرگز زمين نخوري، آنست که بعد از هر زمين خوردني برخيزي. (مهاتما گاندي)
باحال ها
به پسرداییم گفتن درباره عمه ی عطار تحقیق بنویس!
همه رو بسیج کرده که درباره عمه ی عطار مطلب جمع کنن آخرشم
به هیچ جا نرسیدیم!!
زن داییم رفت مدرسه داد و بیداد که عمه ی عطار به چه درد بچه میخوره!
مدیر مدرسه هم گفته تحقیق اصلا عمه ی عطار نبوده ائمه اطهار بوده!
اگر دیدی دختری بر درختی تکیه کرده
برو کمکش چون کیلیپسش تو شاخه ها گیر کرده
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﻏﺬﺍ ﺩﺍﺭﭼﯿﻦ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ
ﻣﻦ : ﺩﺍﺭﭼﯿﻦ ﻧﺮﯾﺰ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ !
ﻣﺎﻣﺎﻥ: ﺗﺎﺛﯿﺮﯼ ﺗﻮ ﻣﺰﺵ ﻧﺪﺍﺭﻩ !!!
ﻣﻦ: ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺮﯾﺰﯼ؟
ﻣﺎﻣﺎﻥ: ﺧﻮﺵ ﻣﺰﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ!!!!!!!
جوجو میشم میرم تو باغچه اینقد جیك جیك میكنم
تا پیشی منو بخوره ...!
استاتوس مشاهده شده از یک پسر!!!
مأمور دهن بنده خدا رو بو میکنه ، میگه عرق خوردی . . . ?!میگه ، نه به خدا زیاد حرف زدم دهنم عرق کرده . .. !
خـــــــنـــــــــــــده بـــازار 13
خـــــــنـــــــــــــده بـــازار 13
به بنده خدا میگن: «ان آقا» میگه: بیزحمت آقاشو بزارید اولش!
بنده خدا قاشق قاشق ماست ميريخته تو آب رودخونه، يه يارو مياد ميگه: چي کار ميکني؟ بنده خدا ميگه: دارم دوغ درست ميکنم! يارو بهش ميگه: همينه که بهت ميگن ...، آخه اين همه دوغ رو کي ميتونه بخوره؟
به بنده خدا ميگن: شغلت چيه؟ ميگه: يه اطلاعاتي هيچ وقت شغلش رو لو نميده!
يك روز به بنده خدا ميگن: بستني قيفي رو چه جوري ميخورن؟ ميگه: ميزارن لاي نون، سيخش رو در ميارن.
ژانژاک روسو به دیدن ولتر میرود ولی او خانه نبوده است . روی میز گرد گرفته خانه او، با انگشت مینویسد «خر» و میرود. روز بعد او را در خیابان میبیند و میگوید: آمدم خانه، نبودی؟ ولتر میگوید: بله کارت ویزیت شما را دیدم.
يه روز یه مگسه میمیره، براش «پيپي» خیرات میکنن
خرسه توي جنگل دنبال يارو ميكنه، يارو ميره بالاي درخت، خرسه بهش ميگه: بيو دومن ايخام وخورمت! يارو: تونم ياروني؟ خرس: ايما حيوونا كلا يارونيم، فقط خر بنده خداست!
همسر اعدامی زندهشده:شوهرم «فراموشی» گرفته است
همسر اعدامی زندهشده:شوهرم «فراموشی» گرفته است
هنوز وقتی صحبت از شب اعدام میشود، تنش بهلرزه میافتد و بغض گلویش را میگیرد. هرچند علیرضا -اعدامی نجاتیافته بجنوردی- دیگر خطر مرگ را احساس نمیکند، اما همچنان در زندان است و خانوادهاش نیز در تنگنا قرار دارند. همسر علیرضا، همراه سهفرزندش در محلهای فقیرنشین خارج از شهر بجنورد زندگی میکند و تحتپوشش «کمیته امداد» است. او میگوید صاحبخانه، عذرش را خواسته، پسرش ترک تحصیل کرده و شوهرش دچار فراموشی شده است.
این زن 32ساله در گفتوگو با «شرق» وضعیت زندگیاش را شرح داده است.

وقتی به شما خبر دادند شوهرتان زنده است چه احساسی داشتید؟









وکیل علیرضا در مورد راهکار قانونی با شما صحبت نکرده است؟
راهش این است که 300میلیونتومان «وثیقه» بگذاریم، بیرون بیاید. اما من هرکاری بکنم، نمیتوانم این سند را جور کنم. اصلا برایم ممکن نیست. آنقدر فقیر هستم که در خرج خانهام ماندهام.



یکروز در خیابان بودیم. با سهبچه چه کنم؟ برادرم آمد و واسطه شد و به صاحبخانه گفت، بگذار چندماهی اینجا باشند تا جایی ارزانتر پیدا کنیم. انگار بدبختیهای من تمامی ندارد. این وسط به من میگویند 300میلیونتومان سند بیاور. یکی نیست بگوید، اگر این پول را داشتیم که شوهرم مواد نمیفروخت. ما از بدبختی به این روز افتادیم. نان شب نداریم بخوریم.
شنیدهام کار میکنی؟وقتی علیرضا را بازداشت کردند، دیگر همان آبباریکه هم قطع شد. او برای آدم دیگری مواد جابهجا میکرد و پولش مال خودش نبود. مال کسی دیگر بود. وقتی او را گرفتند، خیلی فقیر شدیم. من در خانههای مردم کار میکردم. در این چهارسال، نگذاشتم آبرویش برود و خدایی نکرده به بدبختی بیفتیم. آبرویم را برد، اما آبرویش را حفظ کردم.چرا چنین کاری برای شوهرت کردی؟ چرا از او جدا نشدی؟هرکس به اندازه خودش گرفتار است و بدبختیهای خودش را دارد. بندگان خدا دست من را میگیرند. اما چقدر میتوانند این کار را بکنند؟ اگر بتوانم علیرضا را بیرون بیاورم و چندماهی در خانه به او رسیدگی کنم و بچهها دورش باشند، شاید فراموشیاش درست شود. اصرار دارم که پسرم درس بخواند. من که بدبخت شدم، اما میخواهم خدا سرنوشت آنها را مثل من نکند. بچهها اگر درس بخوانند، اینطوری نمیشوند. اگر پول داروهای علیرضا نبود، شاید میشد کرایه ماشین پسرم را بدهم. اما حالا نمیشود. حالا باز شکر که خدا علیرضا را به ما داد. آخر شما نمیدانید که علیرضا به من گفت، تو نگین زندگی من هستی. همهچیز را درست میکنم اما بنده خدا گرفتار شد.


اگه زن بی حجاب باشه چی می شه ؟
اگه زن بی حجاب باشه چی می شه ؟
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت :ببخشید
آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل
آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی،
طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد: مردیکه
عوضی، مگه خودت ناموس نداری. ... میخوری تو و هفت جد آبادت ...
خجالت نمی کشی؟ ...
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و
عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد: خیلی عذر
می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار
دارن بدون اجازه نگاه می کنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه
بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت
داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...
شرط شوهر یابی
از وقتی 20 ساله شدهبودم، نگران این بودم كه نكنه خواستگار نداشتهباشم. از همون روز تصمیم گرفتم یه فكری بكنم. با خودم گفتم شاید اگه مانتوی كوتاهتری بپوشم، یا یخورده، آرایشم رو غلیظتر كنم، یا یخورده موهامو بیشتر بیرون بذارم، یه نفر پیدا بشه و جذب زیباییم بشه!
اتفاقا فكرم درست از آب در اومد. اونم نه یه نفر، چندین نفر مجذوب زیباییم شده بودن و دائم دور و برم میپلكیدن. یكی كرایه ماشینم رو حساب میكرد و یكی برام خوراكی میگرفت. یكی شده بود رانندهی شخصی و یكی شاعر مدیحهسرای من...............
ولی نمیدونم كجای كارم اشكال داشت كه تا حالا كه سی و پنج سالمه، هیچكدومشون ازم خواستگاری نكرده!
