جک
جک
آخه چرا عمه سوسن من که سالهاست ساکن کالیفرنیاست و مولتی میلیاردره و یه دختر داره کهشاه کالیفرنیاست و قراره بیاد یهروز منو ازین جا ببره کالیفرنیا و داماد خودش کنه باید یه شخصیت خیالی باشه ؟؟؟
به پادشاه خبر دادند شخصی در ده شباهت زیادی به شما دارد، دستور داد اوردندش پادشاه گفت : مادرت در کاخ کنیز بوده دهاتی گفت: مادرم فلج مادرزاتیست اما پدرم باغبان کاخ بود
زن به شوهرش:تو هیچ وقت منو دوست نداشتی
مرد یه نگاهی به بچه هاش کردوگفت پس من اینها رو از گوگل دانلود کردم؟
طرف رفت پیش دكتر گفت : آقای دكتر ، من چند وقته ... نه صدا داره نه بو نمیدونم چرا ...
دكتره میگه : خوب عزیزم یه ... بده ببینم ... طرف آره بعد دكتره میاد میشینه شروع میكنه به نوشتن ...
یارو میگه : آقای دکتر مشخص شد چی بود ...
دكتره میگه : بله یه سمعك برای گوشت نوشتم ... یه قطره هم برای بینیت ... بیرون رفتی در رو هم باز بزار که خفه شدیم
مسئول تست کردن شراب هاي يک شرابسازي مي ميرد، مدير کارخانه شرابسازي دنبال يک مسئول تست ديگر مي گردد تا استخدام کند. يک فرد مست با لباس ژنده و پاره براي گرفتن شغل درخواست مي دهد. مدير کارخانه فکر مي کند چطور اورا رد کند. او را تست مي کنند. به او يک گيلاش شراب مي دهند و مي خواهند که آنرا تست کند آزمايش مي کند و مي گويد: شراب قرمز، مسکات، سه ساله، و در بخش شمالي تپه رشد کرده و در ظرف فلزي عمل آمده است.... مدير شرابسازي مي گويد درست است. گيلاس ديگري به او مي دهند ،اين يکي شراب قرمز کابرنه هشت ساله و در بخش جنوبي تپه رشد کرده و در چليک چوبي عمل آمده است مدير مي گويد درست است.مدير موسسه که متعجب شده است با چشمکيبه منشي پيشنهادي ميکند. او يک گيلاس ادرار مي آورد. فرد الکلي آنرا آزمايش مي کند. و مي گويد بلوند، 26 ساله، سه ماهه حامله است و اگر کار را به من ندهيد نام پدر بچه را هم خواهم گفت
خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره
جاذبه ی زمین به سیب نداره دیدم که میگمااااااا
پدر به دختر :دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟؟
دختر : دارم ماهو میبینم بابایی !
پدر : پس بی زحمت به ماه بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم !
از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمه ام داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت. یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه!یهو عمه صاف نشست گفت: تازه الان بهم ریختس!
یک روز یک خانومی میره گل فروشی می گه یک گل می خوام با ظرافت با طراوت زیبا خوشگل خوشبو خوش رنگ مثل خودم صاحب مغازه میگه یک شاخ گل میمون بردار برو!!!!
یه روز یه نفر برای دوستش خاطره تعریف می کرده میگه :یه بار تو جنگل گردش می کردم ، یهو یه شیره پرید جلوم .من شروع کردم به دویدن و شیره هم دنبالم لیز میخورد و می اومد.در همین لحظه دوستش بهش گفت: بابا تو خیلی شجاعی.من اگه جا تو بودم شلوارم را جوری خراب می کردم که از پاچه های شلوارم بزنه بیرون.دوستش میگه: پس فکر کردی برای چی شیره دنبالم لیز می خورد...
میگه تلویزیون “42 اینچ خریدم. میگم ال سی دی (LCD)خریدی یا ال ای دی
(LED)میگه برو بابا اینا متفرقه هستند ال جی (LG)خریدم!
یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی . اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا…مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسم "لیلا" که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده…مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن. مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعیمیکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا…بازدیدکننده با تعجب میپرسه این چشه؟!!!!میگن اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این
امریکایی : گلف بازی کنیم؟
فرانسویی : اوکی
غضنفر : چی لازم داریم؟
امریکایی : چوب . توپ . سوراخ
فرانسوی : من توپ دارم
امریکایی : من چوب دارم
غضنفر : کصافطا من بازی نمیکنم
زن و شوهري با ۹ تا بچه در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاده بودند كه پیرمرد نابينايي هم به آنها ملحق شد.اتوبوس كه آمد پر بود و فقط زن و ۹ تا بچه تونستند سوار بشوند.، به همين خاطر شوهر و پیرمرد نابينا تصميم گرفتند پياده راه بيافتند.بعد از مدتي شوهره از تق تق چوب مرد نابينا عصباني شد، گفت چرا يه تيكه لاستيك سر چوبت نميكني؟ تق تق اش منو ديوونه كرد !!پيرمرد نابینا جواب داد : اگه تو هم لاستيك سر چوبت مي ذاشتي، الان ما سوار اتوبوس بوديم. پس خفه شو لطفا"
زن به محض ورود شوهرش به طرف او رفت و گفت: عزیزم نمیدونی واسه جشن تولدت چی خریدم!!!مرد تشکر کرد و گفت: حالا بگو ببینم چی خریدی؟
زن گفت : صبر کن برم بپوشم و بیام!!!!!