دیشب داشتم از داداشم نه ساله م میپرسیدم
خب امتحان زبان انگلیسی سخت بود یانه ؟
گفتش :خیلی اسان بود میدونی اسونترین سوالش چی بود؟؟؟؟
گفتم :نه خب بگو چی بود حالا:؟!
گفتش: نوشته بود" سِری "روبه عدد بنویسین.
(من با خودم گفتم خدایا این دیگه چه عددی نخواستم لوبدم که نمیدونم)
گفتم: خب بنویس ببینم چه شکلی حالا؟
در کمال ناباوری نوشت " 3 "
من@@@@@^؟^@@@@@
داداشم:)
فک کنم تو امپاس شدیده

من وقتی درس بلد نبودم تو کلاس که معلم میخواست ازم بپرسه صاف میشستم سر جام پشت کسی هم قایم نمیشدم معلممون هم فک میکرد بلدم ازم نمیپرسید...الان که فک میکنم میبینم مخی بودما
من یه بار تو اینترنت داشتم میگشتم بابام اومد پشت سرم مجبور شدم کل Help ویندوز رو بخونم، این ویندوز اگه بدونید چه قابلیت هایی که نداره! Plain Face

چگونه یک بچه مشهدی شوید؟؟!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
... .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فک کردین الکیه؟؟ Plain Face
چه با اعتماد به نفسم اومده پایین Plain Face
برو بالا تا کسی ندیدتت
هیچ جوری نمیشه مشهدی بشین!
مشهدی از اولش مشهدیه!!
پرررچم خیلی بالاست ها....

مامان بقیه : صبح شده پاشو دیگه

مامان من : صبح شده بخواب دیگه !

به درجه ای از علوم فرابشری رسیدم که قبل از اینکه اس ام اسو باز کنم میدونم ایرانسله !

آهای اونایی که یکی دوستون داره :
به جهنم !
مارو همه دوس دارن

نقشی که کوله پشتی رها تو فیلم مادرانه داشته ، خود رها نداشته

یه روز بابا اسفنجی میره مصاحبه جلو جنسیت مینویسه سایر موارد :دی

من میخوام رمز کارت عابر بانکمو بزارم دو هزار و نهصد و شصد و شیش تا وقتی فروشنده رمزشو پرسید بگم ۲۹ دو تا شیش

.

.

.

مدرسان شریف با لقمان قرارداد بسته ، دیگه نمیگه از بی ادبان فقط میگه مدرسان شریف !

یه بار نزدیکی های ونک تو یه ترافیک بدجور گیر کرده بودم یهو انداختم تو یه کوچه فرعی و گازش رو گرفتم ملت هم خیال کردن من بلدم مثل اسب راه افتادن دنبال من!
یکم اینور اونور پیچیدم آخر خوردم به بن بست خیلی ریلکس ماشین
رو ته کوچه پارک کردم رفتم نشستم یه جا، تا نیم ساعت بعد اون ماشینها داشتن سر و ته میکردن که ازکوچه در بیان:*)

به عمم ميگم نظرت چيه در مورد عمه بودنت ؟!!
زل زد تو چشام و گفت : خيلي بي شعوري:)))

ضایع یعنی اینکه فامیلیت قاسمی باشه

باباتم اسمتو گذاشته باشه "میرزا” !

ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛

گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد !

هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛

کـــه دریـــده شـــده ایــــم

وقتی که ما ایرانیا میخوایم کسی رو ستایش کنیم؛
عجب نقاشیه نکبت…
چه دست فرمون داره توله سگ…
چه صدایی داره کثافت …
چه گیتاری میزنه ناکس…
استاده کامپیوتره لامصب…
عجب گلی زد بی وجدان…
بی شرف کارش خیلی درسته…
دوستت دارم وحشتنـــــاک…

وقتی که میخوایم ناسزا بگیم یا نیش و کنایه بزنیم ؛
برو شازده…؟
چی میگی بامعرفت …؟
آخه آدم حســـابی…؟
چطوری آی کیو…؟
به به استاد معظــــم…؟
کجایی با مرام…؟
آقای محترم…؟
برو دکتـــر برو…؟