فک و فامیله داریم2؟
ما ٢ تا مرغ عشق داشتيم نر و ماده خب؟بعد اومديم واسه قفسشون ي ميله ديگه هم اضافه كنيم كه هر كدوم از اين مرغ ها راحت باشن.بعد تازه كصافطا تخم هم گذاشته بودن^_^…٤ تااااا!!!!بتركن:|
خلاصه تو اين عمليات عمراني ما قفسشون خيلي تكون خورد و اذيت شدن.كارمون كه تموم شد،اين نره رفت تو خونه داد و بيداد راه انداخت مرتيكه:| يكي از بچه هاشون هم گذاشتجلوي در:| نكبت:|
بعد از اين والدين گرام رفتن اما من داشتم دعوا ميديدم.اخرش رفتم به بابام گفتم:اينا بچه شونو گذاشتن دم راه:) بابام اومده نيم ساعت ذل زده بهشونبعد دست اخر فرمود:خودشون گذاشتن جلوي در؟گفتم اره…ي نامه هم گذاشته بودن بغلش:| حرفا ميزدا نصفه شبي:| اخرش مامانش اومد بچه رو برد ولي مرده تا چند روز عينه معتادا دم در خونه نشسته بود تو نميرفت…ديگه كم كماگه مرده اشتي نميكرد،ميخواستيم ببريمش مشاور خانواده:|
اشناى ما اومده بهم ميگه تو خونتون ماكروويو دارين ؟
ميگم اره چه طور!؟
ميگه واسه لاغرى خيلى خوبه من هر روز يه ساعت روش ميدوم
من 
بعد از دقايقى تفكر تازه فهميدم منظورش تردميل بوده !!
ولى هرگز نفهميدم وجه اشتراك تردميلو ماكروويو چيه !!
بازم من 
فك و فاميلن اينا ؟!?!?!؟
چشمتون روز بد نبینه!دیروز خونه بابابزرگمینا همه دعوت بودیم.عمه ها عموها
قراربود شب بمونیم اونجا کیفمو نگا کردم دیدم لوازم آرایشمو یادم رفته ببرم گفتم مامان شب برگردیم من لوازممو نیاوردم مامانم گفت چه لوازمی؟بابای عزیزم:لوازم بنّایی شو نیاورده!!
این از بابام!
حالا بابابزرگم در همون لحظه گفت: دخترم میمونم آرایش کنی خوشگل تر ازشماها میشه!
هیچی دیگه تو اون لحظه دخترا داشتیم فرشو میجوییدیم پسرا هم هلیکوپتری میزدن!!
عاغا من نمي دونم چرا هر وقت براي مهموني كه مي خواييم بريم به نظر خودم تيپ مي زنم پلاستيك آشغالي رو مي دن به من
آخه من نمي دونم وقتي تيپ مي زنم شبيه سوفورا ) صوفور ، ثوفور ( شهداري مي شم يا كلا قيافم شبيه آشغال جمع كن هاست !
داشتم ویفر میخوردم یهو ی مورچه دیدم راه میره رو ویفره زدم کنار با دسم افتاد رو زمین یهو مامانم ی جیغ لطیف کشید: واااااااااااایی کشتییییییییییشششششش؟؟؟؟؟؟؟نیگاکردم ب مورچه گفتم نه هنو داره تکونمیخوره اومده نیشسته بالا سر مورچه میگه اره زندس ولی پاش شیکسته!!!!!!!! 
فقط موندم بابام اینو چرا نفرستاده اکسفورد درس بخونه میخوام بطور جدی راجب این موضوع باش صحبت کنم!!!!!