متن ترانه هایه خاطره انگیز
عاشق
همه سال مست و رسوا باد
دیوانه و شوریده و شیدا باد
با هوشیاری با هوشیاری
غوصه هر چیز خوری
چون مست شدی
هر چه باد اباد باد اباد
دله من دیگه خطا نکن
با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دله من
مردم و شناختی دله من
زندگی رو باختی دله من
مردم و شناختی دله من
تا به کی سرا پا حقیقتی
تا به کی خراب محبتی
هم نشین این و اون شدی
خسته و پریشا خون شدی
دشت وقت تو کویر شده
مرغ ارزوت اسیر شده
روبه روت سراب
پشت سر خراب
روبه روت سراب
پشت سر خراب
ساکت و صبوری دله من
مثل بوفه کوری دله من
زندگی رو باختی دله من
مردم و شناختی دله من
دله من دیگه خطا نکن
با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دله من
مردم و شناختی دله من
زندگی رو باختی دله من
مردم و شناختی دله من
همین خوبه که غیر از تو
همه از خاطرم میرن
هنوز گاهی سراغتو
از این دیونه میگیرن
بجز تو همه میدونن
واست این مرد میمیره
واسه همین جدایتو
کسی جدی نمیگیره
بجز تو همه میدونن
واست این مرد میمیره
واسه همین جدایتو
کسی جدی نمیگیره
همین خوبه همین خوبه
همین خوبه همین خوبه
همین خوبه که با اینکه
چشاتو رویه من بستی
تو چند تا خاطره با من
هنوزم مشترک هستی
همین خوبه که ارومی
و حس میکنی ازادی
که دسته کم تو عکسامون
هنوزم پیشم ایستادی
واسه من کافی اینکه
تو از من خاطره داری
به یادشون که میوفتی
واسه من وقت میذاری
همین خوبه همین خوبه
همین خوبه همین خوبه
همین خوبه که با اینکه
سراغ از من نمیگیری
ولی تا حرف من میشه
یه لحظه تو خودت میری
بجز تو همه میدونن
واست این مرد میمیره
واسه همین جدایتو
کسی جدی نمیگیره
بجز تو همه میدونن
واست این مرد میمیره
واسه همین جدایتو
کسی جدی نمیگیره
همین خوبه همین خوبه
همین خوبه
همین خوبه
ادما از ادما زود سیر میشن
ادما از عشق هم دلگیر میشند
ادما رو عشقشون پا میذارن
ادما ادم ا تنها میذارن
منا دیگه نمیخوای خوب میدونم
تو کتابه دلت اینو میخونم
منا دیگه نمیخوای خوب میدونم
تو کتابه دلت اینو میخونم
یادته اون عشق روسوا یادته
اون همه دیونگی ها یادته
تو میگفتی که گناه مقدصه
اول و اخره هر عشق هوسه
ادما اخ ادمایه روزگار
چی میمونه از شما ها یادگار
ادما اخ ادمایه روزگار
چی میمونه از شما ها یادگار
دیگه از بگو مگو خسته شدم
من از اون قلب دورو خسته شدم
نمیخوای بمونی تویه این خونه
چشم تو دنباله چشمایه اونه
همه ای حرفایه تو یک بهونست
اون جهنمی که میگند این خونست
همه حرفایه تو یک بهونست
اون جهنمی که میگند این خونست
همه حرفایه تو یک بهونست
اون جهنمی که میگند این خونست
هنوزم یار تنهایم
به دیدار تو می آیم
باز می آیم
اگر که فرصتی باشد
مجال صحبتی باشد
حرف خواهم زد
برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام
کفر ار نباشد این من از خدا گذشته ام
من از خدا گذشته ام
چشم من بیا منو یاری بکن
گونه هام خشکیده شد کاری بکن
غیره گریه مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکن
اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دله من گریه میخواد
هرچی دریا رو زمین داره خدا
با تمومه ابرایه اسمونا
کاشکی میداد همه رو به چشمه من
تا چشام بحال من گریه کنند
اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دله من گریه میخواد
قصه ای گذشته هایه خوبه من
خیلی زود مثله یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
دله هیشکی مثله من غم نداره
مثله من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوایه دردمه
چرا چشمم اشکشو کم میاره
خورشید روشنه ما را دزدیدن
زیره اون ابرایه سنگین کشیدن
همه جا رنگ سیاه ماتمه
فرصته موندنمون خیلی کمه
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دله من گریه میخواد
سرنوشت چشاش کوره نمیبینه
زخمه خنجرش میمونه تو سینه
لبه بسته سینه غرق به خون
قصه موندن ادم همینه
اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دله من گریه میخواد